با سلام

بعد از مدت ها خلاصه توانستم چند نمونه از کارهایم را بیاویزم در اوقات وبلاگم .دلایل مختلف/ مشکلاتی که در این مدت باعث شده بود که حتا نتوانم برای لحظه ای وارد اینترنت شوم .البته مسایل دیگر مزید بر علت شده بود .یکی مرگ ناگهانی تیرداد عزیز بود .باور کنید بر حسب عادت اخر شب ها می رفتم سمت کامپیوتر _اوایل_تا با تیرداد از طریق اینترنت به صحبت بنشینم .تا با تیرداد چند ساعت از چین و ما چین حرف بزنم . هنوز کتاب هایی را که از من خواسته بود  و چند مجموعه ی دوستان که برای تیرداد داده بودند روبرویم هستند .هنوز کارهایی را که تیرداد برایم پست کرده بود وبرای مجاه ی عصر پنج شنبه فرستادم وچاپ شده روبرویم هست .قرار بود که همان هفته برایش پست کنم . نشد .........که نشد .باور کنید که هم اکنون که دارم این مطالب را می فرستم دلم خیلی برای تیرداد تنگ شده .عزیزی که پانزده سال افتخار شاگردی اش را داشتم . خیلی نقطه ی قوتم بود کارهایم را که برایش می خواندم وقتی ان کار را تایید می کرد  خیالم از هر بابت گرم بود .چون هر که شعر را می شناخت اون کار را نایید می کرد .من حرف های زیادی و خاطرلت زیادی در مورد نصری عزیز دارم که حتما روزی ان را خواهم گفت .نکته ی دیگری که مرا بی حوصله کرده بعد از یک سال چند ماه _نزدیک دو سال_هنوز مجموعه ام از طرف ارشاد مجوز چاپ نگرفته .جالب تر این است که بعضی از دوستان دو ماه مجموعه ی شان چاپ می شود در دسترس قرار می گیرد .اما امثال من و من ها باید .............شاید حق مان نباشد . حتما این گونه است . اما همین دوستان بدون اجازه می توانند از کارهایم استفاده کنند_ بدون این که اصلا روحم خبر دار باشد_ در کتاب های شان که در مورد  شاعران معاصر است بیاورند .بدون حق تالیف و ..........و جالب تر از همه این که اطلاعاتی که در موردم نوشته اند همه غلط باشد .از تاریخ تولدم گرفته تا میزان تحصیلاتم .

بگذریم ............

با تبلیغات نمی شود کسی را شاعر کرد .چون تاریخ ثابت کرده که این شاعران بعد از مرگ شان /شاعر بودن شان نیز می میرد . و گاهی در حیات شان .

باور کنید اصلا قصد این را ندارم که بگویم من شاعرم و..................... اما می توانم این ادعا را داشته باشم چون وجود دارد .از سن شانزده سالگی توانستم در بیشتر مجلات ادبی معتبر و صفحات شعر روزنامه ها دیروز و........سایت های معتبر امروز    .............. .....شعر هایم را چاپ کنم . و همچنین توانستم در این مدت / شاگردی در خدمت شاعرانی داشته باشم که خود وزنهای در ادبیات کشورمان هستند از تیرداد گرفته تا...........و امروز نیز در خدمت دوستانی چون شمایان باشم .از علی پور شاعر عزیز _خودکار کم رنگ _ و بذر افشان عزیز و جلیل قصیری وفلکی عزیز و همچنین فلاح شاعر ........و دیگر دوستان که اگر بنویسم کلی خواهد شد .خوشحالم بسیار خوشحالم که دوستانی چون شمایان دارم .

 

 

      یک

 

دست هام / بالا

خیلی عوض شده ام/عوضی شده ام

کلاغ را جای کبوتر می پیچم

خودم را در اینه شاعر .

             دو

 

دست هام بالا

به علامت تسلیم

روباه ایینه /تسلیم نمی شود /خاطر جمع

ان قدرها دور شدم

که سر کلمات را کلاه می گذارم

شعر که جای خود دارد

      سه

 

کاری از دست هیچ کس

ساخته نیست

حتا این دست های بالا

اب که از سر بگذرد

چه یک وجب /چه یک سال نوری /هزلر ها سال نوری

همسرم را به بازی گرفته ام

جهان که جای خودش دارد .

     

                                                                                      86