یاد کویر
چشم های گربه ی محله
یاد رودکی
در صف های نانوایی یاد نان اصلا
یاد شعر توی سرم
وقتی
پارک
¤ ¤ ¤
قاطی ام همه چیز را
خنده دارتر از همه
وقتی از عدالت می افتم
یاد وطن
یاد کویر
چشم های گربه ی محله
یاد رودکی
در صف های نانوایی یاد نان اصلا
یاد شعر توی سرم
وقتی
پارک
¤ ¤ ¤
قاطی ام همه چیز را
خنده دارتر از همه
وقتی از عدالت می افتم
یاد وطن
یک درخت
و یک رودخانه
بعدها
زیر همان درخت
شعر خواند
شعر نوشت
و مرد
ب......
یک اسمان کشید
یک رودخانه
درخت را فراموش کرد
همان جا شعر خواند
شعر
نوشت
اما مرگش را کسی به یاد ندارد
ج......
یک اسمان کشید
و یک رودخانه
این بار درخت را به خوبی به یاد داشت
بعد ها باران....
شاعر از دفتر نقاشی پاک شد
اسمان و رودخانه هم
تنها درخت ماند
که بعضی اوقات
می زند
زیر اواز
زمستان ۸۵
محمد تقی جنت امانی
¤ ¤ ¤ ¤ ¤
خوانشی از مرتضی درجانی
شعر یک آسمان کشید ... را درقالب یک دسته بندی ظریف شاعرانه دیدم که معمولا این چینش وبینش را در کارهای شاعران بزرگ می توان دید.ودلایل این ادعا:
الف)بی گمان شاعر برای نقاشی بهتر شعرش دراحساس وخاطر خواننده اش درهنگام خواندن برنامه داشت البته کمی هم دغدغه!.بطوریکه بهترین تصمیم را گرفت وخود نیز نقاشی کشید!! وبایک نقاشی ساده سه بار نقاشی نکشید بلکه نقاشی ساده اش را در سه صفحه از دفتر نقاشی اش تمرین کرد. ابتدا ما را به کودکی هایمان بردواحساساتی کرد در ادامه پای منطق را به میان کشید وماراآرام آرام به آینده پرتاب کرد وبه فکر واداشت.البته شاید شاعرآواز درخت در انتهای شعرش را یک تلنگر بداند که من می گویم آنهایی که اساس زندگی شان یعنی آسمان،رودخانه،درخت و... (همان ایمان،جریان،نام نیک و...) را از یاد برده اند پتکی بر سرشان فرود آمده است!!.
ب)شاعر هنگام سرودن واژه ها را از سطح دبستان بالاتر نبرد وسر کلاس دبستان نشست تاواژه های دبستانی خود را با تمام دغدغه ای که داشت سر جایشان بنشاند اومبصر خوبی بود!.وقتی جلوی شورش واژه ها را گرفت چون الف برای همه واضح بود مقدمه ای گفت وبعد از حرف ب شروع کرد واوج کار او وقتی بود که جو زده نشد وباران را در حرف ج درس داد.یاد بگیرند آنهایی که می خواهند با واژه های سنگین شعرهای قوی بسرایند!!!!!!.
ج)شاعر در ریاضی هم قوی کارکرد بطوریکه رابطه اوبا اعداد هم خوب بود ونقش های کلیدی شعرش را چندین بار شمرد تااز انگشتان یک دست تجاوز نکند او به خوبی می دانست که نباید ذهن خواننده را با واژه های زیادی درگیر کرد.اوضمن توجه به این مطلب نقشها را به واژه هایی داد که قبلا باآنها کار کرده بود.او نمایش رادر سه صحنه اجراکرد تا خسته کننده نگرددوالبته سیاه لشکر زیادی هم جمع نکرد تا برای حفظ شخصیت شاعرییش هزینی زیادی نپردازد.
شاید کمتر کسی است که هادی خوانساری را نشناسد او که در کتاب چه؟ریک های جوان مانیفست غزل پیشرو را مطرح کرد .که مورد انتقاد بعضی از شاعران قرار گرفت اما بسیاری از شاعران از او حمایت کردند .مثل سمین بانوی شعر ایران خانم بهبهانی ومیر باذل وبهمنی وشمس لنگرودی وسلحشور و.....حالا هادی عزیز با مجموعه ی دیگری به نام تظاهرات یک نفر با مانیفست همگرایی و شعر دوباره امده است تا....به هر صورت ایده ی جدید همواره دردسر های خودش را دارد .باهم گوشه هایی از این مانیفست را مرور می کنیم باشد که ..............................
¤همگرایی اصیل ترین ژانرو اصیلی ترین ژانر موجود مادی و معنوی در تفکر تاریخ جوامع بشری است
¤.دربوطیقای روایت به سمت فضایی شدن حرکت کرده و به صورت حجمی که دلالت در ان از طریق زنجیره ای از تفاوت ها خود را تبین می کند نمود می یابد
¤بو طیقای همگرا پاسخی است به نیاز های اکید زبان و مخاطبانش به رهایی از خشونت
¤شیوه و ساز سرودن در شعر همگرا تقریبن جدایی محسوسی با شعر خودکار ندارد
¤ بوطیقای همگرا با احترام به تمام ژانر های موجود در ادبیات ایران و با نگاهی انتقادی به ان ها اساس کار خود را بر چند صدایی و چند شکلی گذاشته و دست به ترکیب وگونه های متفاوت و گاهن متضاد شعری زده و پایه های خود را بر کلیت زبان/ نحو/و واژگان بکر می سازد.........
¤شیوه ی همگرایی دارای بینش دو گانه ی فردی و جمعی است
کلن اثر در واقع هم غزل هم نیمایی و هم شعر ازاد است و همگراست.
¤..........................................
باهم شعر (آ.....) را مرور می کنیم با ارزوی موفقیت برای دوست خوبم هادی عزیز....
مخفیانه عاشقت شدم
بدون اسم
هیچ کس سلام
حرف می زنم بدون لب
و مخفیانه راه می روم
بدون پا
و گریه می کنم
بدون چشم
خون مخفیانه در رگ من است
بی گروه خونی
عشقبازی من و تو
مخفیانه
به اداره....می روم
و توی مترو با تو
هیچ کس!
چگونه ناگهانی از.....
جنون زندگی مخفیانه
بی شناسنامه
نامه ها بدون اسم
هیچ کس نه خود
که دیگری نمی شناسدم
و حلقه ای که گم شده
در این سیاهچاله
از درون حفره های استخوان
بدون کلسیم و نور
زیر نور و حمته ی صداواب گرم
اعتراف می کنم:
جهان مجازی استو
مخفیانه خانه ساختیم
زیر اب
دسته های ماهی
از کنارمان گذشت جوخه ها
و پشت شیشه حرف می زدیم
نامه ای به نام آ......
سپرده ام به اب
توی بطری شراب
کشتی شکسته
مخفیانه عاشقت شدم
بدون اسم
مخفیانه کشته می شوم
بدون خون
¤ کتاب اول به نام :در سوگ سپیداران
¤کتاب دوم :بفر مایید بنشینید صندلی عزیز
¤کتاب سوم گزیده ی غزلیات میرزا محمد رحیم طایر
¤اخرین مجموعه از او زنبور عسل ها دیابت گرفته اند (که به تازگی روانه ی بازار شد )
اکبر اکسیر با مجموعه ی دومش و با پشنهاد فرانو به شعر ایران سر زبان ها افتاد هر چند قبلا او را می شناختند اما با چاپ مجموعه ی دوم باعث جنجال زیادی در مطبوعات و....شد .فرانو واکسیر معتقدند که باید دیگر گونه به شعر نگاه کرد .او معتقد است که باید به گونه ای سرود که بتوان شعر را نقاشی کرد .طنز تلخ در سراسر شعر های اکسیر وجود دارد که یکی دیگر از مشخصه های شعر فرانو است .در این راه شاعران دیگران او را همراهی می کنند شاعرانی چون ملک زاده و شهرام پور رستم و............
برای این شاعر گران قدر و بی ادعاارزوی موفقیت می نمایم با هم دو شعر از مجموعه ی اخیرش را مرور می کنیم :
بهزیستی نوشته بود :
شیر مادر مهر مادر جانشین ندارد
شیر مادر نخورده مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه می گفت:
گوساله بتمرگ
(۲)
-مواظب وسایلتون باشین
من بودم و جمشید و یک پادگان چشم قربان
از سلمانی که برگشتیم سرباز شدیم
در تخت دو طبقه
خواب های مشترک دیدم
یک روز من نبودم
-تخت جمشید را غارت کرده بودند!
تمام دارایی دارا
به موی بند است
دل من به تو
سارا
از کتاب های دبستان
بیرون بیا
تو دیگر بزرگ شده ای
(۲)
صبح امروز
یاد صبح امروز افتادم
یاد چهار مصراع ساده
یاد خودم
یاد ان سال ها
که پیدا نیست
بیا
بیا به روز ها ی بر نمی گردد بر گردیم
کمی اواز عاشقانه بخوانیم
کمی سربه سر پرده ها
بگذاریم
کوچه
حتما دریا می شود .